تبليغاتX
viva la vida - ادمک سی دی فروش

viva la vida

ادمک سی دی فروش

 

dviodvio

یه روز یه دختری که توی یه سی دی فروشی کار می کرده یه پسری رو می بینه و از پسره خوشش می یاد، ولی این علاقه رو به پسره نشون نمی ده و پسره هم فکر می کنه که دختره همینطوری نگاهش کرده و بهش علاقه ای نداره. بعد یه بحران توی زندگی پسره بوجود می یاد ولی هنوز هم از دختره خبری نبود تا اینکه پسره خسته می شه و همه چیز رو رها می کنه و بعد از اینکه همه چیز از دست رفت تازه دختره پیداش می شه.

پسره با دیدن دختره می فهمه که چه اشتباهی کرده که همه پل های پشت سرش رو خراب کرده، ولی کاری از دستش بر نمی یومد و برای اینکه دختره رو درگیر مسائل خودش نکنه دختره رو نادیده می گیره و سعی می کنه خودش تنهایی یه کاری بکنه که از این بحران بیرون بیاد.

البته چند بار هم به بهانه خریدن سی دی می ره توی مغازه دختره و با دختره حرف می زنه، دختره هم بدون اینکه چیزی به زبون بیاره نامه های عاشقانش رو می ذاره توی جعبه سی دی ها و می ده دست پسره. پسره که خیلی بازیگوشه دم در مغازه جعبه سی دی ها رو باز می کنه و نامه ها رو می بینه، و نامه رو می خونه، دختره فقط از عشق، علاقه و محبت توی نامش نوشته و دیگه اشاره ای به شرایط بد پسره نمی کنه.

پسره هم که خیلی کم حوصلست نامه دختره رو پاره می کنه و می ندازه دور، ولی به خودش می گه شاید دختره بخواد یه خورده از مسائل واقعی زندگی بنویسه، بازم می ره توی مغازه، دختره باز نامه های عاشقانه رو می ذاره توی جعبه سی دیا، پسره هم که می بینه همه نامه های دختره فقط از علاقه بین دو نفر توشون نوشته شده همشون رو پاره می کنه و می ندازه دور.

بدی مسئله اینجاست که بعد از یه مدت دختره به پسره می گه تو منو با یکی دیگه اشتباه گرفتی، بهتره وقتت رو هدر ندی.

پسره به خودش می گه من که وضعم اینه، دختره هم توی این چند ماه به هیچ کدوم از پیام هام جواب نداده و بهم می گه منو اشتباه گرفتی، پس بهتره دختره رو فراموش کنم و یه کاری برای خودم انجام بدم.

اگه پسره بتونه مشکل خودش رو حل کنه، دختره نباید انتظاری از پسره داشته باشه چون به پسره گفته که اگه با من باشی وقتت هدر می ره.

 پسره همیشه به خودش می گه یه مرد هیچ وقت زمین نمی خوره

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 0:0  توسط ! Dvio